عناوین قصه‌های کتاب از این قرار است: سپاه باشکوه؛ زخم فرزند، نذر مادر؛ زن دروغ‌گو و شیرهای درنده؛ نگین گران‌بها؛ طلبکار؛ پرده و نسیم؛ مرد خوشبخت؛ در جست‌وجوی خانۀ دوست؛ اگر خدا بخواهد؛ دشمن مهربانی.

بخشی از فصل ششم کتاب را با نام «پرده و نسیم» را با هم می‌خوانیم:

متوکل هر بار از نتیجۀ توطئه‌های خود بر ضد امام خشمگین می‌شد و خودش را ملامت می‌کرد. زیرا با آن کارها باعث بیشترشدن قدرت و احترام امام نزد مردم می‌شد. وقتی چنین وضعیتی پیش می‌آمد، او برای جبران کارهای خطای خود دوباره سعی می‌کرد که محبت‌های ظاهری خود را به امام بیشتر کند تا بلکه آبروی از دست رفته‌اش را دوباره به‌دست آورد. در این مهمانی‌ها، او بارها دیده بود و شنیده بود که نگهبان‌ها و خدمتکارهای کاخ، آن اندازه که به امام احترام می‌کنند، به خود او احترام نمی‌گذارند...

متوکل پرسید: «چاره چیست؟ چه می‌توانم بکنم؟» آن مرد گفت: «دستور بدهید، خدمتکارها ...». ادامۀ داستان را می‌توانید از صفحۀ ۷۱ به بعد مطالعه کنید.

جعفر ابراهیمی، نویسندۀ کتاب، سال ۱۳۳۰ در استان اردبیل به دنیا آمد. وی از سال ۱۳۵۸ فعالیت خود را در حوزۀ ادبیات کودک و نوجوان آغاز کرد. ایشان تاکنون بیش از ۱۵۰ کتاب تألیف کرده است. برخی از آثار ایشان که برگزیدۀ جوایز معتبری ازجمله کتاب سال، جایزۀ بزرگ کانون و کتاب برگزیدۀ شورای کودک بوده‌اند، عبارتند از: یک سنگ و یک دوست، آواز پوپک، آسمان ابری نیست، خورشیدی اینجا خورشیدی آنجا. کتاب حاضر از مجموعه کتاب‌های بنفشه است که انتشارات قدیانی آن را در سال ۱۳۹۴ منتشر کرده است.