
از گذشته هاى دور چنين معمول بوده است كه در زورخانه ها را كوتاه مى ساخته اند. گويند در زورخانه از آن جهت كوتاه ساخته شده ، كه چنان چه كسى خواست وارد شود، خميده و سر به زير و با ادب وارد شود و بداند آن جا مكان جوان مردان است . ديگر كه وجود لنگرگاه (زورخانه ) در زير زمين ها به اين دليل بوده ، كه دشمن مكان پهلوانان و عياران را پيدا نكند.[1]
احترام به سادات
همان گونه كه در ((آداب زورخانه )) اشاره شد، در اين ورزش به سادات و فرزندان حضرت زهرا عليه السّلام احترامات فوق العاده اى گذاشته مى شود و سادات مبتدى را بر پيش كسوتان با سابقه و قديمى ، مقدم مى دارند، هم در چرخيدن و هم در كباده زدن و هم در ترتيب ايستادن در گود.
طرز ايستادن در گود زورخانه ، گونه است كه مياندار رو به مرشد، وسط مى ايستد و آن كه پيش كسوت است ، پشت به مرشد در كنار ديوار گود و همين طور به ترتيب رتبه و سابقه زير دست يكديگر تا آخر، ولى اگر يكى از پهلوانان (و يا حتى مبتديان ) سيد و (از) اولاد حضرت زهرا عليه السّلام باشد، به جاى اولين نفر، پشت به مرشد قرارش مى دهند.[2]
در مورد نحوه ورود و خروج ورزش كاران نيز چنين است . اگر عده اى از ورزش كاران بخواهند دسته جمعى به زورخانه بروند، يا از آن خارج شوند، حق تقدم با سادات پهلوان ، پيش كسوتان ، و بعد نوبت بقيه است .[3]
در اين رشته ورزشى ، محل ورزش پهلوانان در داخل گود است و اين به معناى تواضع پهلوانان در برابر حضار است . با اين كه به طور معمول ، ورزش كاران از سايرين از نقطه نظر جسمى و بدنى قوى تر مى باشند، ولى زور بازو آنان را مغرور نساخته ، بلكه روز به روز، هماهنگ با قدرت بدنى ، به تواضعشان نيز افزوده مى شود.
اما نكته قابل توجهى كه ارتباط گود را با مذهب ، هر چه بيش تر آشكار مى سازد، شكل خاصى است كه در ساختمان گود رعايت مى شود.
گود زورخانه ، به ويژه از زمان صفويه ، به ياد قبر شش گوشه حضرت سيدالشهدا عليه السّلام يا به افتخار امام هشتم عليه السّلام ، شش ضلعى ، هشت ضلعى و گاهى كم تر يا بيش تر درست مى شد، كه همه عنوان مذهبى داشت . سردم هم در زمان صفويه آن چنان شد كه بر آن مى نشستند و علاوه بر آن چه گفته شد، حتى در تعزيه حضرت امام حسين عليه السّلام شعرها مى خواندند و يا تبليغ مذهب جعفرى مى نمودند؛ مخصوصا تا اين اواخر، اين عمل براى ماه هاى محرم و رمضان انجام مى گرفت و هنوز هم در بسيارى زور خانه ها معمول است .[4]
ماه رمضان و زورخانه
تا از ماه مبارك رمضان سخن به ميان مى آيد، ذهن انسان به سوى روزه و ارتباط با خداوند متعال متوجه مى شود. در ماه رمضان همه مسلمانان جهان روزه گرفته و از اذن صبح تا اذان مغرب از مبطلات روزه ، از جمله خوردن و آشاميدن خوددارى مى نمايند. از آن جا كه روزه ماه مبارك رمضان واجب بوده و ترك آن گناه و موجب كفاره است ، انسان نبايد كارى كند كه مجبور به ترك و يا نقض روزه شود، و به طور كلى انجام هر كارى كه مانند خون گرفتن و حمام رفتن باعث ضعف مى شود، بر شخص روزه دار مكروه است ،[5]هر چه مجبور به خوردن روزه خود نشود؛ از اين رو مى بينيم كه برنامه كار زورخانه در ماه رمضان ، با ساير ماه هاى سال متفاوت است .
زور خانه در بسيارى از اوقات ، صبح و عصر و شب ، داير بوده و هر كس به مقتضاى كارى كه پيشه داشته ، اوقات فراغت مخصوص خود را با وقت زورخانه متناسب مى ساخته و ورزش مى كرده ، به استثناى ماه رمضان كه فقط شبها داير بوده و مى باشد.[6]
شمارش حركات ورزشى
ارتباط ورزش زورخانه اى و مذهب ، آن چنان قوى و نزديك است كه حتى شمارش حركات ورزشى نيز در اين رشته ورزشى ، رنگ مذهبى به خود گرفته است ؛ براى نمونه به نحوه شمارش سنگ گرفتن [7]و شنا در اين رشته ورزشى اشاره مى نماييم .
در ابتداى شعرى به مناسبت شروع ورزش سنگ با آواز مى خوانند و سپس شروع به شمردن مى كنند:
اول دفتر به نام ايزد دانا صانع و پروردگار حى توانا
يك است خدا، دو نيست الله ، سبب ساز كل سبب ، چاره بيچارگان ، پنج تن آل عبا، شش طاق عرش مجيد، امام هفتم ، قبله هشتم ، نوح نبى ، دهنده بى منت الله ، على و يازده فرزندش ، جمال هشت و چهار صلوات ، زياد باد دين نبى ، چهارده معصوم پاك ، نيمه كلام الله مجيد، شانزده گلدسته طلا، هفده كمر بسته مولا، هجده هزار عالم و آدم ، ختم پورياى ولى ، آقاى خوبان على . شمارش سنگ در تهران 117 عدد است كه به آن 117 كمر بسته مولا مى گويند، اما در كاشان و اصفهان و بعضى از ولايات جنوبى ، عدد 114 مرسوم است كه به 114 سوره كلام الله مجيد استناد شده ، و در بعضى از شهرهاى خراسان و شهرهاى شمال ، عدد 110 را براى شمارش مبنا مى گيرند كه طبق حروف ابجد، نام مبارك على - عليه السّلام - است .[8]
يكى ديگر از بخش هاى ورزش زورخانه اى ، شنا مى باشد كه با شكل هاى گوناگون و در چند مرحله انجام مى گيرد. (مجموعه شناها اغلب به هزار مى رسد و آنها كه قدرت ندارند، يك در ميان مى روند يا زانوها را بر زمين نهاده ، هماهنگ ديگران سر تكان مى دهند). شنا در تقويت تمام ماهيچه هاى بدن ، به ويژه عضلات سرشانه ها و بازوها مؤ ثر است . در قديم ، مرشد جوشن كبير مى خواند، كه هزار نام خدا در آن است و با هر نامى كه مى برد، پهلوانان به شنا مى رفتند و در پاسخ مرشد با يكديگر مى گفتند: ((يا الله ))، و احتمالا در بعضى از شهرستان ها هنوز مرسوم است .[9]
پی نوشت:
[1] تاريخ ورزش باستانى و كشتى پهلوانى ايران ، ص 14.
[2] اولين دانشگاه و آخرين پيامبر، ج 14، ص 197.
[3] تاريخ ورزش باستانى و كشتى پهلوانى ، ص 20.
[4] اولين دانشگاه و آخر پيامبر، ج 14، ص 197.
[5] امام خمينى (ره )، رساله توضيح المسائل ، مساءله 1657.
[6] اولين دانشگاه و آخرين پيامبر، ج 14، ص 198.
[7] شكل سنگ ، نظير سپرهاى باستانى است كه دستگيره اى در وسط آن براى گرفتن دست وجود دارد و گويا در قديم آن را از سنگ مى ساخته اند كه به همان نام باقى است ، ولى امروزه آن را از چوب مى سازند. ((محمد مهدى تهرانچى ، ورزش هاى زورخانه اى ايران ، ص 135.
[8] ورزش هاى زورخانه اى ايران ، ص 137.
[9] اولين دانشگاه و آخرين پيامبر، ج 14، ص 200 و 201.