روز جهانی استاندارد

اندیشه تشکیل سازمان بین المللی استاندارد در چهاردهم اکتبر سال 1947 در نشست رؤسای مؤسسه های استاندارد بیست و پنج کشور در لندن شکل گرفت. مقر این سازمان در ژنو می باشد. از سال 1970، چهاردهم اکتبر برابر با 22 مهر به نام روز جهانی استاندارد تعیین و نامگذاری شد.
روز بزرگداشت حافظ

خـرم ان روز کـز ایـــن منـزل ویـران بــروم
آسان جان طلبــم و از پـی جـانان بــــروم
گـر چــه دانم که بــه جایی نبـرد راه غریب
مـن به بوی ســـر ان زلف پریشان بـــروم
دلــم از وحشت زندان سکـندر بگـــرفت
رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم
چون صبا با تن بیمار و دل بـیطاقت
بـــه هـــــواداری ان سرو خرامان بـــروم
در ره او چــــو قلـم گـــر به سرم باید رفت
بـا دل زخـــم کـــش و دیـده گـریان بــروم
نـذر کـردم گـر از این غـــم به درآیــم روزی
تا در میکده شادان و غـزل خــــوان بـــــروم
هجرت حضرت رسول (ص) از مکه به مدینه

پیامبر اسلام و در اعتقاد مسلمانان، آخرین و برترین فرستادهی خدا و از پیامبران اولوالعزم است. او در جزیره العرب مبعوث شد، اما دینش جهانی است و همه انسانها و در همه زمانها را مورد خطاب قرار داده است. قرآن کریم کتابی است که به او وحی شد و او مامور به تبلیغ و تبیین آن برای مردم گردید.
پیامبر اکرم مدت ۱۳ سال دین اسلام را در مکه تبلیغ نمود و پس از آن، برای در امان ماندن خود و پیروانش از آزار مشرکان، به یثرب مهاجرت نمود و در آن شهر که بعدا به افتخار او «مدینه النبی» نامیده شد، حکومت اسلامی را پایه گذاری نمود. آن حضرت در سال ششم هجری نامه هایی را به سران قدرت های آن زمان یعنی روم و ایران و ... فرستاد و آنها را به اسلام دعوت نمود و در سال هشتم هجری مکه را فتح کرد و به دنبال آن مردم شبه جزیره عربستان گروه گروه به دین اسلام پیوستند.
روز روستا و عشایر

شهادت امام رضا (ع)

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى الْإِمَامِ التَّقِیِّ النَّقِیِ
وَ حُجَّتِکَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى الصِّدِّیقِ الشَّهِیدِ
صَلاَةً کَثِیرَةً تَامَّةً زَاکِیَةً مُتَوَاصِلَةً مُتَوَاتِرَةً مُتَرَادِفَةً کَأَفْضَلِ مَا صَلَّیْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِیَائِکَ
روز دامپزشکی

رحلت حضرت رسول اکرم(ص)

أعْلَمُ النّاسِ مَن جَمَعَ عِلْمَ النّاسِ إلی عِلْمِهِ.
داناترین مردم کسی است که دانش دیگران را به دانش خود بیفزاید.) نهج الفصاحه، ص ۶۹، ح ۳۶۰
روز نیروی انتظامی

شهادت حضرت امام حسن مجتبی(ع)

می رسد از مدینه بوی غم
روز جهانی سالمندان

تاریخچه روز جهانی سالمندان
سازمان ملل در سال ۱۹۸۲ شورای جهانی سالمندی را تشکیل داد و در همان سال طرحی را برای تعیین یک روز جهانی برای سالمندان ارائه داد تا اینکه در سال ۱۹۹۰ این شورا اول اکتبر را روز جهانی سالمندان تعیین کرد. به همین مناسبت همه ساله در ایران هفتهای تحت عنوان هفته ملی سالمند تعیین و برنامههای متنوعی برگزار میشود. روز جهانی سالمندان مشابه روز ملی مادربزرگها و مادربزرگها در ایالات متحده و کانادا و همچنین جشنوارهای در چین و احترام به روز پیری در ژاپن است.
روز همبستگی و همدردی با کودکان و نوجوانان فلسطینی

9 مهر، سالروز شهادت نوجوان غیور فلسطینی، محمد الدوره را روز همبستگی با کودکان و نوجوانان فلسطینی نامیدهاند تا یاد و خاطره این مردان کوچک دفاع از سرزمینهای مقدس گرامی داشته شود.
12 سال پیش در سال 2000 میلادی ، در نهم مهر سال ۱۳۷۹ و در چنین روز "محمد الدره" نوجوان 12 ساله فلسطینی هنگامی که پشت پدرخود مخفی شده بود تا از آتش نظامیان صهیونیستی در امان باشد ، توسط نظامیان صهیونیست ، در حالی که شبکههای تلویزیونی آن را فیلمبرداری میکردند حدود ۴۵ دقیقه هدف تیرهای مستقیم قرار گرفت و پدر را زخمی و فرزند را شهید کردند.
روز بزرگداشت مولوی

روز بزرگداشت شمس

بارها لطف تو را من آزمودم ای لطیف مرده را تو زنده کردی بارها یک باره نیست
روز آتش نشانی و ایمنی

تو می توانی عشق و امید را از زیر انبوهی از خاکستر بیرون بکشی و آسمان آبی را به پنجره های دود گرفته نشان بدهی.
هفتم مهر روز بزرگداشت فرماندهان شهید دفاع مقدس

هفتم مهرماه، روز بزرگداشت فرماندهان شهید دفاع مقدس
پس از پایان موفقیت آمیز عملیات ثامن الائمه و شکست حصر آبادان، پنج تن از فرماندهان رده بالای ارتش و سپاه، جهت تقدیم گزارش به حضرت امام خمینی(ره) فرماندهی معظم کل قوا، با یک فروند هواپیمای سی ۱۳۰ عازم تهران شدند.
اما هواپیما در ۳۰ کیلومتری فرودگاه مهرآباد دچار سانحه گردید و علی رغم تلاش خلبان در کنترل هواپیما ، بال چپ به زمین اصابت کرد و هواپیما متلاشی و آتش گرفت که در نتیجه ۴۹ نفر از سرنشینان هواپیما از جمله این پنج فرمانده به شهادت رسیدند.
سرلشکر ولی اللَّه فلاحی، جانشین ستاد مشترک ارتش، سرتیپ موسی نامجو، وزیر دفاع و نماینده امام در شورای عالی دفاع و فرمانده دانشکده افسری، سرتیپ جواد فکوری، فرمانده نیروی هوایی و وزیر دفاع و مشاور در ستاد مشترک ارتش، یوسف کلاهدوز، قائم مقام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و محمدعلی جهانآرا، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خرمشهر پنج فرمانده ای بودند که در این سانحه به فیض عظیم شهادت نائل آمدند.
پیام تسلیت به مناسب اربعین حسینی

بار بگشایید اینجا کربلاست
آب و خاکش با دل و جان آشناست
اربعین است اربعین کربلاست
هر طرف غوغایی از غم ها به پاست
معرفی منابع کتابخوان ماه-مهر ماه1400

منابع طرح کتاب خوان ماه ویژه مهر ۱۴۰۰ با هدف تبیین منویات رهبر معظّم انقلاب برای ارتقای فرهنگ مطالعه و کتابخوانی در جامعه، دسترسی همگانی به کتاب، لزوم معرفی کتابهای مفید برای پرورش فکری آحاد مختلف مردم جامعه و همچنین ارتقای فضایل اخلاقی و فرهنگ عمومی از طریق مطالعه کتابهای مفید و فاخر، در سطح کشور معرفی شد.
«به یادت چله نشینم» اثر مهدی مطهری؛ «خاطرات موازی» اثر اردوان طاهری؛ «کوچک کاوشگر بزرگ» (آموزش و پرورش مهارتهای تفکر خلاق در کودک) اثر آذر کتابی و «مقابله با پیمان شوم» اثر داوود امیریان منابع معرفی شده در کتابخوان ماه مهر سال ۱۴۰۰ است.
طرح کتابخوان ماه ویژه مهر ۱۴۰۰

«مقابله با پیمان شوم»
پدیدآور: داوود امیریان
ناشر: موسسه فرهنگی هنری خراسان
تعداد صفحات: ۱۹۲
تاریخ اسلام سرشار از اتفاقات و حوادث کوچک و بزرگی است که هر کدام به نسبت اهمیت و ابعادی که دارد، زمینهساز تغییرات و حوادث بعد از خود شده است؛ آگاهی از تاریخ اسلام ما را در درک چرایی و چگونگی این اتفاقات یاری میکند.
«مقابله با پیمان شوم» کتاب سوم از مجموعه تاریخیِ یاران پیامبر صلیاللهعلیهوآلوسلم برای نوجوانان است که وقایع سالهای پایانی زندگی رسول گرامی اسلام را روایت میکند. این کتاب با شرح ماجرای خیانت یهودیان قبیله «بنی نضیر» در مدینه و اخراج آنها از این شهر آغاز میشود؛ آنها به دلیل نقض پیمانی که با پیامبرخدا بسته بودند، مجبور به ترک محل زندگی خود شدند و بدینوسیله عوامل وقوع جنگ خندق نیز بهوجود آمد. در این میانه، داستان سرنوشت صفیّه، دختر رئیس قبیله بنینظیر هم بسیار خواندنی است که نویسنده با ظرافت خاصی آن را روایت میکند. نبرد خندق که حاصل همپیمانی حیَبناخطب رئیس قبیله بنینظیر با ابوسفیان برای جنگ با پیامبر صلیاللهعلیهوآلوسلم بود، روایت دیگری از کتاب است. این روایت به شکلگیری سپاه دشمن و چگونگی دفاع سپاه اسلام در این جنگ میپردازد. آخرین لحظات عمر پیامبر صلیاللهعلیهوآلوسلم، نگرانیهای حضرت فاطمه سلاماللهعلیها و روزهای بعد از پیامبر نیز فصلهای پایانی این کتاب را تشکیل میدهد.
منابع طرح کتابخوان ماه ویژه مهر ۱۴۰۰

«کوچک کاوشگر بزرگ» (آموزش و پرورش مهارتهای تفکر خلاق در کودک )
پدیدآور: آذر کتابی
ناشر: جوانه رشد
تعداد صفحات: ۱۶۸
تفکر خلاق عاملی مهم در رشد و موفقیت کودکان در ابعاد گوناگون فردی و اجتماعی بهشمار میرود. کودک پیوسته در حال کسب اطلاعات از محیط پیرامون خویش است. او به سرعت اطلاعات را جذب میکند و بر اساس آنها با محیط اطراف خود ارتباط برقرار میکند؛ همین ارتباط دو طرفه است که به او توانایی حل مسئله میدهد.
نویسنده این کتاب معتقد است که از طریق فعالیتهایی که شوق و ذوق کودک را برمیانگیزد و متناسب با سن او است، میتوان مهارتهای تفکر خلاق را در او پرورش داد و به اهداف مهم آموزشی و پرورشی دست یافت؛ از جمله پرورش مهارتهای حسی- حرکتی، هوش شناختی، هوش هیجانی- عاطفی و هوش کلامی (زبان آموزی). با پرورش مهارتهای تفکر خلاقِ کودک (انعطافپذیری و سیالیت ذهنی، بسط و گسترشِ قوه ابتکار و تخیل)، نوع نگاه و حس جستوجوگریِ او نیز پرورش مییابد. این کتاب با رویکردی کاربردی و بر اساس یک مطالعه موردی و انجام مراحل پژوهشی تدوین شده و میتواند الگوی مناسبی برای والدین و مربیان در زمینه پرورش مهارتهای تفکر خلاق به ویژه در کودکان صفر تا سه سال قرار گیرد.
طرح کتابخوان ماه ویژه مهر ۱۴۰۰

«خاطرات موازی»
پدیدآور: اردوان طاهری
ناشر: اطلاعات
تعداد صفحات: ۲۰۰
رزمندگان بسیاری خاطرات خود را از جنگ و دفاع مقدس، در قالب داستان و خاطرهنگاری روایت کردهاند. نویسندگان بسیاری نیز با مطالعه این خاطرات و سایر منابع تاریخ شفاهی و مکتوب، در این حوزه قلم میزنند.
خاطرات موازی، داستانی در چند بُرِش است. خاطراتی که در آن مرگ و زندگی به موازات هم پیش میرود و بسیار به هم نزدیک است. در این کتاب با راوی که یک روزنامهنگار است و همرزمانش همراه میشویم و به جبهه غرب میرویم؛ آنجا در شمال غرب کشور و در ارتفاعات گویژه آماده مأموریت میشویم. همانجا که لبها و گونهها از سوز سرما ترک برمیدارد و دندانها از ترس و سرمای کوهستان به هم میخورد. از آنجا به خاک عراق میرسیم. «مسیر ابدی»، «طویله لعنتی»، «سفر در زمان» و «تا همیشه» برشهایی است از خاطرات راوی است که با ظرافتی خاص و در قامتی داستانی، ماجرای نبرد با دشمن و آوارهگی مردم مظلوم جنگزده را نقل میکند. قدم به قدم بخشی از جغرافیای جنگ و لحظه به لحظه، صحنههای نبرد در شهر و کوهستانهای منطقه غرب و سلیمانیه عراق در این کتاب به تصویر درآمده است.
منابع طرح کتابخوان ماه ویژه مهر ۱۴۰۰

«به یادت چله نشینم» اثر مهدی مطهری؛ «خاطرات موازی» اثر اردوان طاهری؛ «کوچک کاوشگر بزرگ» (آموزش و پرورش مهارتهای تفکر خلاق در کودک) اثر آذر کتابی و «مقابله با پیمان شوم» اثر داوود امیریان منابع معرفی شده در کتابخوان ماه مهر سال ۱۴۰۰ است.
معرفی کتاب " در کمین گل سرخ"
کتابی خواندنی از زندگی شهید سپهبد صیاد شیرازی، که آقا برای آن تقریظ نوشت
شما یادتان نیست. آنوقتها یا به دنیا نیامده بودید یا احتمالاً کوچکتر از آن بودید که دشواری خبر را درک کنید. آفتاب بهاری صبح بیستویک فروردینماه ۱۳۷۸تازه زده بود که کمر مردم، زیر بار سنگین خبر شکست: «سپهبد علی صیاد شیرازی را ترور کردند». ایران سیاهپوش شد و بوسۀ بغضآلود حضرت آقا بر تابوت شهید

در ستاد کل نیروهای مسلح، تا مدتها از یادها نرفت.
محسن مؤمنی در کتاب در کمین گل سرخ به روایت زندگی صیاد شیرازی میپردازد. صیاد شیرازی متولد روستای کبود گنبد شهرستان درگز استان خراسان رضوی است.
وی یکی از فرماندهان جنگ ایران و عراق بود. صیاد شیرازی پس از ۳۲ سال خدمت در یگانهای مختلف نیروی زمینی ارتش در تهران و مقابل درب منزلش، به دست نیروهای مسلح سازمان مجاهدین خلق، ترور شد. این کتاب یا صدای گرم و گویا محمد رضا علی روایت شده است.
محسن مؤمنی قصهنویس است. به همین خاطر روایت زندگی صیاد شیرازی را کاملاً غیر منتظره و با تعلیق آغاز میکند؛ از آنجاکه یک سرهنگ حکم بازداشت صیادشیرازی را صادر میکند و نمیداند چند روز بعد او ضامن جانش میشود. قصه از پدر صیادشیرازی که نظامی بوده شروعمیشود تا به کودکی، نوجوانی و جوانی صیاد برسد. حالا او بهعنوان یک نظامی در آستانه انقلاب، فعالیتهای انقلابی میکند و سرهنگ شعیبی او را به همین جرم به بازداشت میفرستد. چند روز بعد که انقلاب به ثمر میرسد جوانان انقلابی اصفهان میخواهند سرهنگ را اعدام کنند که صیادشیرازی شفاعتش را میکند.
باقی قصه خواندنی مؤمنی، خواباندن غائله کردستان است و پاکسازی بانه و مریوان به دست صیاد شیرازی؛ رسیدنش به فرماندهی نیروی زمینی ارتش، فرماندهی عملیاتهای بزرگ جنگ، حضور مؤثر در آزادسازی هویزه و خرمشهر، انجام عملیات مرصاد و بعد شهادت گل سرخ ...
در قسمتی از کتاب در کمین گل سرخ میخوانیم:
نزدیک ﺗﺮﻛﻪ ﺷﺪﻧﺪ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺗﻮﻗﻒ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺩﺍﺩﻥ ﺁﺭﺍﻳﺶ تاکتیکی، ﮔﻔﺖ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺍﻣﻨﻪ بهصورت ﺩﺭﺍﺯﻛﺶ ﺑﺨﻮﺍﺑﻨﺪ ﻭ کسی ﺑﻪ ﻫﻴﭻ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺗﻴﺮﺍﻧﺪﺍﺯی ﻧﻜﻨﺪ. آنگاه ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﭘﻞ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩ. ﭼﻨﺪ قدمی بیشﺗﺮ ﻧﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﭘﺎﻫﺎی ﻫﻤﺮﺍﻫﺶ ﺷﻞ ﺷﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﺩﻳﮕﺮ ﺟﻠﻮﺗﺮ نمیآیم.
سالگرد شهادت شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
علی صیاد شیرازی (زاده ۲۳ خرداد ۱۳۲۳ – درگذشته ۲۱ فروردین ۱۳۷۸)سر لشکر نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران و فرمانده آن نیرو از ۶ مهر ۱۳۶۰ تا ۱۲ مرداد ۱۳۶۵ بود.
وی پس از استعفا از فرماندهی نیروی زمینی ارتش، عضو شورای عالی دفاع ملی شد. او زادهٔ روستای کبود گنبد شهرستان درگز خراسان بود. صیاد شیرازی از فرماندهان جنگ ایران و عراق بود. او، پس از ۳۲ سال خدمت در یگانهای مختلف نیروی زمینی ارتش، در تهران و مقابلِ درِ منزلش، به دست اعضای منافقین ترور شد. مراسم تدفین او با حضور رهبر انقلاب و جمعی از فرماندهان یگانهای مختلف نیروهای مسلح ایران و مردم برگزار شد.
تعطیلی کتابخانه ها
به اطلاع اعضای گرامی می رساند
به علت شیوع کرونا و خیزش موج چهارم آن با تصمیم ستاد ملی کرونا
کتابخانه های عمومی به مدت ده روز تعطیل خواهند بود.
برای اطلاع از آخرین اخبار کتابخانه ها و اطلاع از وضعیت
و نحوه استفاده از منابع ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
@saebpubliclibrary
اینستاگرام
معرفی کتاب "جایی برای نگرانی نیست"
کتاب جایی برای نگرانی نیست نوشتهی محمدجواد شیرودی، آمیزهای از مطالب روانشناسی و عرفانی است و 18 روش کاربردی برای رهایی از نگرانیها به شما میآموزد. با خواندن این کتاب و انجام روشهای منطقی که به آنها اشاره شده است، میتوانید به آرامش عمیقی دست یابید و از هر لحظهی زندگی خود لذت ببرید.
درباره کتاب جایی برای نگرانی نیست:
در زندگی روزمره مشکلات فراوانی وجود دارد که با اشکال گوناگون به سراغ شما میآیند. مشکلات مانند طاقدیس و ناودیس هستند. امروز با زحمت و مشقت از یک طرف طاقدیس بالا میروید ولی فردا مطمئناً به راحتی و با سرعت از طرف دیگرش پایین خواهید آمد و اگر از ناودیس پایین بیایید، فردا باید دوباره از طاقدیس دیگری بالا بروید. مشکلات و نگرانیهای حاصل از آن نیز چنین حالتی را دارد اگر امروز نباشد، فردا حتماً خواهد بود. بنابراین باید بتوانید با کسب آگاهیهای لازم و به کار بستن راه حلهای درست، خودتان را با آنها وفق دهید.
در دنیا هیچ انسانی وجود ندارد که ادعا کند هرگز نگرانی نداشته است. شما میتوانید مشکلات و نگرانیها را بخشی از زندگی خود بدانید. به راستی اگر مشکلی وجود نداشته باشد، زندگی بیمعنا و یکنواخت خواهد شد. بنابراین یکی از حکمتهای وجود مشکلات در زندگی لذت بردن از آسایش و رفاه است.
در این دنیا هرکس نگرانی دارد و اگر امروز را بدون آن سر کند، فرداها با آن روبرو خواهد شد. پس راه گریزی نیست. برخی از افراد با کوچکترین نگرانی از پا در میآیند. عدهای فکر میکنند، اینگونه افراد ترسویی بیش نیستند. ولی اگر کمی با دقت به موضوع بنگرید، درمییابید ترس واژه درستی نیست و در مورد اینگونه افراد، واژه ناآگاهی بیشتر صدق میکند. آنها میگریزند، زیرا توانایی تحمل آن را ندارند. ولی در صورت برخورد صحیح، حتی بدترین نگرانیها در مقابل شما سر فرود خواهند آورد.
برخی از افراد از کاه، کوه میسازند و کمترین نگرانی را به بزرگترین نگرانی تبدیل میکنند. اینگونه افراد چون راه مبارزه با نگرانی را نمیدانند، به همین خاطر دچار اشتباهات جبرانناپذیری میشوند و ممکن است به خاطر تصمیمهای غلط از مسیر اصلی زندگی فرسنگها فاصله بگیرند که البته امید است این دسته از افراد بعد از مطالعه این کتاب تا حدودی راه درست برخورد با نگرانیها را بشناسند. افراد دیگری نیز هستند که موفق شدهاند، با نگرانیها کنار بیایند و بدین ترتیب به یک آرامش خیال دست یابند.
کتاب جایی برای نگرانی نیست به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
اگر با دو عامل مخرب ترس و نگرانی در زندگی مواجه هستید، خواندن این کتاب کمک فراوانی برای رهایی از مشکلاتتان خواهد کرد.
جملات برگزیده کتاب جایی برای نگرانی نیست:
- یکی از آسانترین راهها برای رهایی از نگرانی نوشتن آنهاست.
- آزمایش الهی اتفاقی است که صد درصد برای هر شخصی در زندگی اتفاق میافتد.
- ذهن ما دارای قدرت و تواناییهای فراوانی است که باید راه درست استفاده از آن را بیاموزید.
- براستی که برخی از مشکلات ما را وادار به انجام کاری میکند که خوشبختی و سعادت ما در آن است.
- در زندگی اتفاقات زیادی ممکن است رخ دهد که نه میتوان آنها را حدس زد و نه در بروز آن دخالتی داشت.
در بخشی از کتاب جایی برای نگرانی نیست میخوانیم:
اگر خود ما عامل بروز مشکلی نبودهایم، باید ایمان داشته باشیم که مسائل و مشکلات بوجود آمده برای آزار و اذیت ما نیامدهاند. بلکه به جهت پیشرفت ما در مسائل معنوی بر سرراهمان قرار گرفتهاند. ما همانند آهنی هستیم که آهنگر برای شکل دادن به آن به ناچار آن را درون آتش میاندازد و سپس آنرا بر روی سندان قرار داده، میکوبد. قلب سخت ما نیز باید در آتش مشکلات بسوزد و بر روی سندان کوبیده شود تا بلکه به آن شکلی که خداوند از ما انتظار دارد، تبدیل شود. در این نوع مشکلات هر چه قدر سختی بیشتری را تحمل کنیم، همانقدر روحمان پاکتر میشود و همانقدر به آن شکلی که خداوند از ما انتظار دارد، نزدیکترمی شویم.
آزمایش الهی اتفاقی است که صد درصد برای هر شخصی در زندگی اتفاق میافتد. حتی پیامبران و معصومین نیز از آن مستثنی نبودهاند. اما چرا با وجود اینکه خداوند بندگانش را خوب میشناسد اما باز آنها را مورد آزمایش قرار میدهد؟
معرفی کتاب چشمهایش
معرفی کتاب چشمهایش
کتاب چشمهایش معروفترین اثر بزرگ علوی یکی از جریانسازترین و تاثیرگذارترین رمانهای ایرانی است .

رمان چشمهایش برای نخستین بار در سال ۱۳۵۷ خورشیدی منتشر شد و باعث شد که علوی به یکباره در بین نویسندگان معاصر نامدار و زبانزد شود. از همان سطر آغازین رمان نویسنده سعی دارد ما را با فضای سیاسی زمان خود آشنا سازد و به خواننده بفهماند که با رمانی با زمینههای سیاسی طرف است ولی به نظر نمیرسد کاملا سیاسی باشد.
بزرگ علوی (Bozorg Alavi) در رمان چشمهایش (Her Eyes) روش استعلام و استشهاد را به کار برده، بدین گونه که قطعات پراکنده یک ماجرا را کنار هم گذاشته و از آن طرحی کلی آفریده است که بر حدس و گمان تکیه دارد این شیوه بیشتر در ادبیات پلیسی معمول است. برخی معتقدند این رمان و شخصت استاد ماکان، با الهام از زندگانی کمالالملک نگاشته شده است و گروهی دیگر آن را شرححالی از زندگی تقی ارانی میدانند. این کتاب از آثار معدود زبان فارسی است که در مرکز آن یک زن با تمام عواطف و ارتعاشات روانی و ذهنی قرار گرفته است.
کتاب چشمهایش داستان استاد ماکان نقاش بزرگ که یک مبارز سیاسی علیه دیکتاتوری رضاشاه است در تبعید درمیگذرد. یکی از آثار باقیمانده از او، پردهای است به نام چشمهایش، چشمهای زنی که گویا رازی را در خود پنهان کرده است. راوی داستان که ناظم مدرسه و نمایشگاه آثار استاد ماکان است، سخت کنجکاو است راز این چشمها را دریابد؛ بنابراین سعی میکند زن در تصویر را بیابد و از ارتباط او با استاد ماکان بپرسد. پس از سالها ناظم زن موردنظر را مییابد و در خانه او باهم گفتوگو میکنند و…
معرفی کتاب آبنبات هل دار

کتاب آبنبات هلدار نوشته مهرداد صدقی داستان طنزی است که نوجوانی دهه شصتی آن را روایت میکند. پسری به نام محسن که فرزند دوم یک خانواده پنج نفری است و در بجنورد زندگی میکند. داستان این کتاب سراسر از ماجراهای خندهدار و نوستالژیک، خصوصا برای دهه شصتیهاست.
فضای داستان سرتاسر ماجراهای خندهدار و حیرتآور است؛ ماجراهایی که محسن آنها را ایجاد میکند. یکی از نقاط قوّت کتاب توانایی نویسنده در نشان دادن فضای پشت جبهههاست؛ نویسنده نشان میدهد که چگونه مردم در این فضا زندگی روزمره خود را میگذراندند و سرگرمیهای خاص خود را داشتند.
در این داستان، نویسنده نشان میدهد، در سالهایی که به ظاهر برای بسیاری یادآور روزهای جنگ است، بخش عمدهای از مردم ایران زندگی شاد و پُرماجرایی داشتند؛ زندگیای همراه با خنده و سرزندگی. این کتاب، برای کسانی که از روزگار دهه 1360 خاطرات نوستالژیک دارند، برای نسل امروز هم، که دوستدارِ موقعیتهای طنزِ کُمیکاند، بسیار جذاب و دلنشین است.
محسن، قهرمان داستان، از روزگاری میگوید که مردم با مسائل ساده شادیهای بزرگی میآفریدند، مثلِ اولین تجربه رفتن به سینما؛ دیدنِ اولین تلویزیون رنگی؛ تجربه حضورِ نخستین خوراکیهای لوکس در خانه مردم. انجامدادنِ کارهای ساده برای محسن به ماجراجوییهایی تبدیل میشود که کمتر از هفتخان رستم نیست؛ کارهایی مثل رفتن به مدرسه و پخش آش نذری یا پخشِ کارتِ عروسی برای محسن ماجراهایی را رقم میزند که هر یک برای خواننده کتاب دنیایی است پُر از خنده و نشاط. خلاصه اینکه برای کسانی که دوستدار یادآوری روزهای پُرخاطره همراه با خندیدناند این کتاب صوتی حرفهای بسیاری برای شنیدن دارد...
در قسمتی از کتاب آبنبات هلدار میخوانیم:
ملیحه خواست نامه دوم را باز کند. من از ترس داشتم میمُردم. چون اصلاً فکر نمیکردم نامهام همزمان با نامه اصلیِ محمد برسد! برای همین گفتم: «شاید برای مریم نوشته! باز نکنیم، بهتره.»
قبل از اینکه موفق شوم نامه را چنگ بزنم، ملیحه دستش را کشید؛ چون دستم را خوانده بود. ملیحه، قبل از اینکه نامه را باز کند، چشمکی به مامان زد و پرسید: «مَگه داداش محمد آمده بجنورد؟ انگار نامهاشِ از همینجا پست کرده. هم فرستنده بجنورده هم گیرنده.»
وقتی آدرس فرستنده و خط خرچنگ قورباغهام را به بقیه نشان داد، همه جز من مشتاقتر شدند نامه را بشنوند. از شانس بد، مریم هم در همین لحظه وارد خانه شد. مریم نامه خودش را نیاورده بود. گفت یادش رفته؛ اما من، که دروغگو را خوب میشناسم، فهمیدم عمداً نیاورده و دوست نداشته کسی از متن نامه خصوصیاش باخبر شود. ضمناً نسبت به قبل باز هم چاقتر شده بود. نامه دوم با شعری از کتاب چهارم دبستان شروع میشد:
«ای نام تو بهترین سرآغاز *** بی نام تو نامه کی کنم باز
سلام بر آقا جان و مامان و بیبی و ملیحه و خودم، که محمدم.
خوب هستید؟ الان که این نامه را مینویسم در قصرشیرین نشستهایم. جایتان خالی! خیلی قصر قشنگی است. توی حیاط قصر سنگر درست کردهایم و داریم با بقیه همسنگرها موز میخوریم. بفرمایید موز! هههههه شوخی کردم. امروز از طریق رادیو کویت یک آهنگ شنیدم که آقای اشرفی به من تقدیم کرده بود. دستش درد نکند. راستی آقا جان من توی تیراندازی از بقیه نشانهگیریام خیلی بهتر است. مثل رابینهود با هر تیر دو عراقی را میزنم و به قول حمید دهانشان را سرویس میکنم؛ اما حیف که گلولههایم زود تمام میشوند و برای خرید گلوله به پول احتیاج دارم. بنابراین، اگر ممکن است مقداری پول بدهید محسن برایم بفرستد جبهه تا بتوانم گلوله بخرم. ضمناً وصیت میکنم چراغقوهام و دوچرخه خودتان را هم به محسن بدهید تا بتواند کارهای خانه را بهتر انجام بدهد. مامان جان، از طرف من همه اعضای خانواده، بهخصوص آقا جان، را ببوس... هاهاهاها... عروس داماد رو ببوس یالله... به قول برادرای همسنگرم، همه با هم یالله یالله یالله... راستی، مامان جان، به جای بوسیدن ملیحه، به او بگو بیشتر حواسش به درس باشد تا انشاءالله هم در کنکور قبول شود و هم اینکه دیگر مزاحمی زنگ نزند. شنیدهام نمرههای محسن این ثلث خیلی بهتر شده. جوری که خودش متوجه نشود، یک هدیه برایش بگیرید تا تشویق شود. به بیبی هم بگویید شبها دندان مصنوعیاش را در لیوانی که آب میخوریم بالای سر کسی نگذارد. یک بار کم مانده بود یکی از اعضای خانواده، که تشنه شده بود، اشتباهی آب آن لیوان را بخورد. به مریم هم سلام مرا برسانید و بگویید بیشتر ورزش کند تا روز به روز چاقتر نشود. در پایانِ نامه به یاد شما چند تیر هوایی شلیک میکنم. تقتقتق... آقا جان یک وقت فکر نکنی همین کارها را میکنم که تیرهایم زود تمام میشود! جریان تیر هوایی را شوخی کردم. هههههه...
نمک در نمکدان شوری ندارد *** دل من طاقت دوریِ پلو ندارد
محمد جان»
نامه که تمام شد، همه به من نگاه کردند. از همان اول نامه، که یادم رفته بود به خودم هم سلام برسانم، میشد فهمید که خود را لو دادهام.
نبمه شعبان
ن

